مقاله هژمونی ملی در مقیاس های بومی


در حال بارگذاری
۲۲ فروردین ۱۳۹۹
word
40.3کیلوبایت
13صفحه
195 بازدید
۳,۰۰۰ تومان
خرید

این یک مقاله ای با عنوان هژمونی ملی در مقیاس های بومی است که در۱۳ صفحه برای دانلود منتشر شده است.

چکیده

ادبیات بومی با همه ی توانمندی های خود می تواند علیرغم نیت شفاف و سازنده ی  مولدین خود در هر گونه اش، تأثیرات گاه منفی ناخواسته ای را گذاشته و گاه تأثرات ناخوشایندی ببیند. اما وقتی مفهوم مقاومت، دستمایه اهل قلم قرار می گیرد، بالطبع دامنه ممکنات آسیب های احتمالی ادبیاتش نیز با همان گستردگی خواهد بود. وقتی اندیشه ی دست درازی به خاک، ثروت، تاریخ و از آن مهمتر میراث فرهنگی یک ملت می تواند نتیجه ی نوعی رشک برانگیزی جامعه هدف باشد، آسیب های احتمالی می تواند هم حاصل جسارتی عامدانه باشد و هم از سر سهل انگاری و سهو نگاری. می توان گفت که جامعه ادبی  گاه چنان در غفلت و رخوت بسر می برد که شعر یا از مردمی ترین شأن خود و کارآمد ترین رویکرد خود که رویکرد اجتماعی است غافل می شود و یا چنان به تخریب بستر خود می پردازد که این رودخانه قبل از رسیدن به دریا تموج خود را از دست می دهد. نکته در اینجاست که در گذر تاریخ و سیر تحول و تطور ادبیات ملی همواره دغدغه ها و دلواپسی هایی وجود داشته که ما را به مرحله ی هشدار نزدیک می کرد و هر چه این تهدید بطئی تر، خزنده و غیر محسوس تر بود، حساسیت آن بیشتر می شد. یک هژمونی ملی که در مقیاس های بومی اتفاق افتاده و می افتد که متناسب با مؤلفه های زبان های بومی ما، زبان و ادبیات ما را بخصوص در سطح خرده فرهنگ ها متأثر می کند. چشمپوشی یا کوچک شمردن برخی نارسایی ها اگر هم نتواند خدشه بر ادبیات ما وارد کند، می تواند ما را از دستیابی به ره آوردی نو و ادبیاتی متحول شده و پویا باز دارد. کندو کاو در مقتضیات تاریخی و قضاوت در چند وچون و راستی و درستی آدمهایی که به پاسداشت حدود گذشتگان ما بر خاسته اند را به خود تاریخ می سپاریم اما هر واقعه تاریخی ، پیامد فرهنگی خویش را دارد و دگرگونی مختص به خود را در لایه های مختلف اجتماع اعمال می کند. گیلان نیز با پیشینه ی طولانی و عقبه ی فرهنگی شاخصش، هم کانون حرکتهای انقلابی  قرار گرفت و هم اهالی هنر و فرهنگش دوشادوش مردان رزم، پاسدار و مروج فرهنگ مقاومت ماندند به نحوی که حتی منابع غنی ادبیات این سرزمین نشانی های روشنی را در دل خود پنهان کرده است. اما این حجم پیش از زخم بر داشتن هجوم خطی بسیاری را به خود دیده است نه فقط از جانب تاجداران و سپر داران دندانگرد که علاوه بر غارت داشته های غیر فرهنگی ، غارت فرهنگ نیز کرده اند بلکه از جانب نمک نوشان و دوستداران ادب دیارمان واز سر سهو و سهل انگاری و ناگزینشگری ، عمدتا”. این گفتار قصد آن دارد تا به برخی از جراحت های تاریخی ادبیات بومی ما در حوزه زبان گیلکی بپردازد.

کلمات کلیدی:

مقاومت، هژمونی ملی، گیلکی، ناگزینشگری، ادبیات بومی.

مقدمه

مفهوم گسترده مقاومت با شمولیت جامع خود مرز نمی شناسد؛ نه از نوع جغرافیایی اش و نه تاریخی. بالطبع  دامنه ممکنات آسیب های احتمالی ادبیاتش نیز اینگونه گسترده است. مقاومت چون رگه ی با ارزشی از معادن نامکشوف ، در حافظه ی تاریخی مردم ما نیز، جا خوش کرده؛ در مختصات سرنوشت مردمی که رد درخشانی از قهرمانانش از دل حوادث شاهنامه گذشته اند ، در تاریخ طبری اطراق کرده اند، به میراث هرودوت اعتبار بخشیده اند و زینت زنگارهای متون بسیاری شده اند. آوازه ی تمدنی چون ایران می توانسته برای مللی که دنبال اعتبار سرزمین خود بودند رشک بر انگیز باشد. اندیشه دست درازی به خاک، ثروت، تاریخ و ازآن مهمتر میراث فرهنگی، اینگونه می توانست شکل بگیرد. بدینگونه نیز هسته های مقاومت بسیاری در طول تاریخ این مرز وبوم شکل گرفت و بر شئونات مختلف فرهنگ و اجتماع تأثیر گذاشتند؛ نامهایی چون ” زریوند گیلی ” و ” موتای دیلمی ”  و ” مرداویج ” و … که در مقابل نامهایی چون” اسکندر”  و”  محمود غزنوی” و نامدارانی از اعراب درخشیدند.

و این اواخر ، رئیسعلی دلواری و میرزا کوچک جنگلی که هنوز دغدغه ی شاعران و نویسندگان و درونمایه بسیاری از اشعار مقاومت ما را تشکیل می دهد:

موج دریاست و یا بستر دلواری توست

که چنین آینه ی  بندر دلواری توست

نخل سبزی که چنین قد به شهادت بسته است

تنگسیری است که در باور دلواری توست

غلام حسین دریانورد

واز جنوب که به شمال می گذری، اینگونه است:

اوسان شال و کولایا ، جان میرزا

اوخان اورگان خدایا ، جان میرزا

تفنگا دوش بنه ، پایا پس و پیش

دیپیچان  تی صدایا ،  جان میرزا

        بردار شال و کلاهت را میرزا جان

  خدارا فریاد کن  میرزا جان

                    تفنگت را بر دوش بگیر و آماده رفتن باش

                               چنان کن که صدایت در همه جا بپیچد میرزا جان .

غلامرضا مرادی

و اگر نگاهی به اتفاق بزرگ مشروطیت بیاندازیم، در می یابیم که تا پیش از آن، بیش از آنکه شاعران، تئوریسین انقلاب مشروطه باشند، این مشروطیت است که به آنها جهت را نشان می دهد. می توان گفت که جامعه ادبی چنان در غفلت و رخوت بسر می برد که شعر از مردمی ترین شأن خود و کارآمد ترین رویکرد خود که رویکرد اجتماعی است غافل است. اشاره درستی شمس لنگرودی به این واقعیت دارد. او می گوید، کاری که شاعران مشروطیت کردند این بود که می‌خواستند حرمت شعر را برگردانند و در نظر آنها مهم‌ترین کارکرد همان کارکرد اجتماعی بوده است. البته نامها ی معدودی هم بودند که برخی از انقلابات خارج از مرزهای ایران را تجربه نموده و منتقد جریان شعر منفعل سنت گرای آن دوره بودند و سعی داشتند تا بر روند حرکت اجتماعی مردم تأثیر بگذارند.

ادامه ی متن در فایل اصلی

در صورت بروز مشکل در دانلود هژمونی ملی در مقیاس های بومی با پشتیبانی تماس بگیرید.

  راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
  • همه فایل های با فرمت ورد doc جهت دانلود سریع zip شده اند.